close
تبلیغات در اینترنت
رقیه

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

حجت الاسلام آقای سید عسکر حیدری در کتاب سحاب رحمت صفحه 777 چنین گفتند:

 

روزی خانم مسیحی ، دختر فلجش را برای مداوا از لبنان به سوریه آورد زیرا دکترهای لبنان او را جواب کرده بودند. زن با دخترش در نزدیکی حرم حضرت رقیه منزل میگیرد.

روز عاشورا فرا میرسد میبیند که مردم دسته دسته به طرف حرم حضرت رقیه میروند. او هم حال عجیبی پیدا میکند و متوسل میشود و بیهوش میشود... در آن حال ندایی را میشنود که کسی به او میگوید: بلنو شو برو منزل دخترت تنهاست. خداوند او را شفا داد!

زن وقتی به منزل میرسد دخترش را در حال بازی کردن و دویدن میبیند! دخترک به مادرش میگوید: مادر وقتی شما رفتید دختری به نام رقیه وارد اتاق شد و به من فرمود: بلند شو و بسم الله الرحمن الرحیم بگو، دستم را گرفت و بلند شدم حس کردم بدنم سالم است....

 



ادامه این مطلب را از اینجا بخوانید


تا کنون از این مطلب 638 بازدید بعمل آمده است
[ شنبه 08 آذر 1393 ] [ 0:23 ] [ نویسنده : mohebolemam2 ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.